وبلاگ

گفتگو با رضا طاهري شاعر و پژوهشگر

mor

.
مصاحبه‌: حسین ایزدپناه
بخش‌هایی از این مصاحبه در مهر  و ایرنا  آبان ماه سال 91 چاپ شده است.

IMG_0745رضا طاهری متولد یکم مرداد 1355 – بندر کنگان می‏‌باشد. شاعر و پژوهشگر است. بیشتر شعر سپید شعر آزاد می‏‌سراید و تا کنون چهار مجموعه شعر و سه کتاب از او به چاپ رسیده‌است مهمترین اثر وی در زمینه جغرافیای تاریخی جنوب از مروارید تا نفت/ تاریخ فارس از بندر سیراف تا کنگان و عسلویه می‌باشد و رضا طاهری در کنار شعر و شاعری و پژوهش در تاریخ جغرافیا که وجه غالب کار اوست به ترجمه‌‏ی شعر نزارقبانی از عربی به فارسی و همچنین همراهی با گروه‌های تئاتر نیز پرداخته‌است.

در مروارید تا نفت خلاصه‌‏وار تاریخ ایران و خليج‌فارس بررسی می‏‌شود و آن‏گاه به‌‏صورت جزیی‌تر به تاریخ سواحل خليج‌فارس و سپس منطقه‏‌ای به نام شیبکوه خليج‌فارس (واقع در جنوب شرق استان بوشهر و در حد فاصل کوه‏‌های زاگرس تا دریای خلیج‌فارس که بنک و کنگان تا گاوبندی را فرامی‏‌گیرد) پرداخته‏ می‌‏شود. موضوعات این کتاب در سه‏ بخش تنظيم شده‌‏است:
بخش‌اول تمدن سيراف تا دوران زوال است كه به ناگزير نویسنده خلاصه‌اي از وضعيت درياي ‌فارس را به آن افزوده‌‏است و نگاهي نيز به ديگر بندرها و شهرهاي خليج فارس دارد. در بخش‌دوم كه حدود40% كتاب است، تاريخ كنگان پس از دوران ویرانی سيراف و از دوران ‏صفويه تا معاصر بررسی می‌‏شود. دربخش‌سوم (ضميمه‌‏ها) به، کارنامه نفت ایران، كارنامه گاز در منطقه ‏ويژه اقتصادي انرژي پارس، کارنامه مروارید، معرفي شناورهای چوبي دریایی ایران، از بازرگانی تا سلطه‏‌گری کشورهای اروپایی در خلیج ‏فارس، خانوده‏‌هاي عرب مهاجر از سواحل جنوبي به سواحل شمالي خليج ‏فارس، نگاهی به بندرکنگان در حال حاضر و همسایگان آن، پرداخته شده است. به بهانه‏‌ی کتاب تاریخ – جغرافیای از مروارید تا نفت با او به گفتگو می‏‌نشینم:

1 چرا نام از مروارید تا نفت؟

       امروزه چراغ توسعه سواحل خلیج ‏فارس با نفت افروخته می‏‌شود. دیرزمانی دانه‏‌های مروارید، گوهر شبچراغ زندگی مردم این منطقه بوده است. این نام را  فقط برای پرتاب به موضوع تاریخ خلیج فارس انتخاب کردم.

2-  وضعیت تالیف، نشر و پخش کتاب؟

       از مروارید تا نفت (تاریخ خلیج ‏فارس از بندر سیراف تا کنگان و عسلویه) در500 صفحه و درتيراژ 2000 نسخه در قطع رقعی و با جلد شومیز، توسط انتشارات‏ داستانسرا در سال 88 به چاپ رسيده‏ است. این کتاب در سال 83 تا 85 نوشته شده ‏است و تصحیح و ویرایش دوم این کتاب ‏را انتشارات نخستین در سال 90  به چاپ رساند. که از چاپ دوم به خاطر ویرایش‌‏ها خرسندترم. متاسفانه برای چاپ سوم آن هیچ بهانه‌‏ای ندارم و در این آشفته بازار کاغذ و چاپ، سخت است …

3 –  افق نگاه شما و تلاشتان برای نوشتن این کتاب چه بوده است؟

خیلی از روزهای زندگی‏‌ام را در سفر بوده‏ام. من به جهان بیش‏تر از شهرم و استانم نگاه می‏‌کنم و خودم را شهروند دهکده‏‌ی جهانی می‏دانم. اما در دهکده‏ی ذهنی من کنگان، بوشهر و خلیج فارس هویت دارند و دوست داشتنی‏‌اند و معتقدم شناخت جزء  درک کل را آسان‏تر می‌‏سازد و این بود که برای یافتن هویت فرهنگی‏‌ام هویت تاریخ جغرافیایی که درآن زندگی می‏‌کنم را جستجو کردم.

  با بررسی و تفحص و غور در بیش از 300 کتاب معتبر و مرجع تاریخی مرتبط با خلیج فارس و درکتابخانه‌‏ی شخصی‏ ام داشتم و تحقیقات میدانی، پیشینه‏‌ی مردمان حاشیه خلیج‏فارس به خصوص شهرستان کنگان (که بازه جغرافیایی پارس‏ جنوبی در آن قرار دارد) از هزاره‌‏های پیشین تا امروز بررسی کنم، تا در کنار توسعه صنعت نفت، هویت تاریخی این مردم به فراموشی سپرده نشود و حضور صنعت جدید موجب از هم گسیختگی بافت فرهنگی نشود، شاید با یادآوری گذشته شاهد توسعه یکپارچه، متوازن و آگاهانه در حاشیه خلیج ‏فارس باشیم.

4 خوانش تاریخ خلیج فارس چه کمکی به روند توسعه درخلیج فارس امروز می‏‌کند؟

باید بگویم معرفی خلیج ‏فارس، بنادر قدیمی آن و تاریخ عروس بنادر تجاری جهان سیراف – شهر سندباد بحری- در مقایسه با وضعیت امروز الزامی به‎ نظر می‌‏رسد. نه تنها خوانش تاریخ خلیج فارس، بلکه تاریخ انسان و خرد ورزی انسان کمک خواهد کرد، و حس میکنم ملت‏‌هایی که کتاب تاریخ نمی‌‏خوانند یا حافظه ‏ی تاریخی کوتاه‌‏تری دارند باید مدام تاریخ را تکرار کنند یا بخشی از آن را تجربه کنند. ابن‏ خلدون می‏‌گوید گذشته با آینده چون آب با آب برابر است، برخی از تنش‌‏های فعلی در خلیج فارس یا استحکام روابط اقوام در خلیج فارس به شناخت تاریخی از این مسایل  احتیاج دارد. تاریخ تنها پند و اندرز نیست. خلیج فارس که گوشه‌‏ای از کانون اقتصادی خاورمیانه و دنیاست… باید جایگاه خلیج فارس را بدانیم تا بازخوانی تاریخ قومیت‌‏ها و تاریخ جغرافیای آن را مهم بدانیم.

5- جایگاه جغرافیای خلیج فارس از دید نویسنده از مروارید تا نفت؟

باید خلیج فارس را از سه زاویه ژئوپلتیک، ژئواكونوميك، ژئواستراتژيك نگاه کنیم.

در نقش ژئوپلتیک خلیج فارس باید گفت: ژئوپلتیک به ساده‏‌ترین بیان به پراکندگی جغرافیای قدرت درجهان و مطالعه روابط ساختاری میان آن‏‌ها می‏‌پردازد از این رو با پراکندگی قدرت و دولت‏های مختلف در کنار دو دریای  خلیج فارس و خزر کشور ایران در جایگاه جغرافیایی سیاسی بسیار حساسی است و خلیج ‏فارس یکی از کانون‌‏های مورد توجه در جغرافیای جهان است.

در ژئواكونوميك وجود سفره‏ها و ذخایر زیر زمینی خصوصا نفت و گاز در خلیج فارس، عامل رقابت‏‌های خارجی همواره از مسایل اساسی این منطقه بوده است. بر این اضافه کنید نقش مصرفی کشورهای حاشیه خلیج فارس.

 از دید ژئواستراتژيك که به بررسي روابط استراتژي و عناصر جغرافيايي مي‌‏پردازد. توپوگرافی خليج فارس و تنگه هرمز که كشورهاي حاشيه را با اقيانوس هند مرتبط مي‌كنند باعث شده، به صورت يك منطقه عملياتي در استراتژي نظامي مورد توجه قرار گيرند. و خليج فارس و تنگه هرمز به دليل قرار داشتن در مسير انتقال نفت مورد نياز جهان صنعتي  اهميت استراتژيكي خاص دارد. از طرفی دیگر اگر نحوه‏ی توزیع و پراكندگی جمعیت‌‏های شیعی كشورهای حوزهی خلیج فارس را بررسی کنیم خود استراتژی سیاسی خاصی را در منطقه ایجاد کرده است.

6- آیا در کتاب از مروارید تا نفت این سه دید توأمان با هم دیده شده است؟

این نوع نگاه مختص ادبیات سیاسی قرن اخیر است. در بخش ضمیمه کتاب به این مسائل به صورت خاص‌‏تر پرداخته‌‏ام. اما در دو بخش اصلی کتاب بنا بر نگاه به وضعیت جامعه هدف (مخاطب) تلاش کردم این موضوعات هرچند تحلیلی ولی در دل روایت‏‌های تاریخی گنجانده شود. من سیاسی‌نویس نیستم و تلاش کرده‌‏ام جغرافیای تاریخی خلیج فارس خصوصا شهرستان کنگان را بررسی کنم و سعی کرده‏ام پیشداوری نکنم و فرضیه صادر نکنم. تاریخ آیینه است. علوم سیاسی و یا اجتماعی یا حتا روابط فرهنگی و تجاری از دل روایت‌‏ها خوانده و تحلیل می‌‏شوند. البته در بسیاری از فصل‌‏ها از کلیت‏ فکری یا دیدگاه حکومت‌‏ها یا قدرت‌‏ها برای تحلیل وقایع محلی و منطقه‌‏ای استفاده کرده‏‌ام. در بخش استفاده از منابع  کتابخانه‏‌ای و حتا میدانی همه‌ی روایتها روشن نیستند، برخی ناتکمیل‌‏اند، برخی ایرادهای راست یا دروغ بودن دارند گاهی از هرمنوتیک هم برای ساختن پازل روایت‌‏ها استفاده برده‌‏ام.

7- آقای طاهری شما شاعر هستید، آیا تاریخ نویسی با دنیای شاعرانه تناقضی نداشت؟

برای نوشتن تاریخ باید از حب و بغض‏‌ها فارغ شد، این شرط اول است. هرچند همه می‌‏دانیم امکان قطعی این قضیه سخت است، اما برای باورمند کردن نوشتن تحلیل‏‌ها باید مخاطب به منطقی بودن و غیر احساسی بودن نویسنده اطمینان یابد. من همیشه با نوشتن زندگی کرده‌‏ام، حتا گاهی که کارهای عمرانی انجام می‏‌دادم حس می‏‌کردم نقاشی است یا نوشتن شعر است. و سعی می کردم تکنیک‌‏های خودشان را رعایت کنم. زندگی پر از تناقض شغلی به من یاد داده بود حس‌‏هایم را در هم نیامیزم. البته به فراخور متن از نثر شاعرانه و گاهی ادیبانه در کتاب تاریخم استفاده برده‏ام، این را جز خوبی‏‌های یک کتاب تاریخی می‏‌دانم. این تناقض ها همیشه هست. گاهی دلم می‏‌گرفت از یک حادثه تاریخی اما یک کتاب یک روزه نوشته نمی‏‌شود و امکان ویراستاری و بازخوانی نوشته‌‏ها وجود دارد. یکی از تلاش‌‏هایم راست‏‌نویسی و پرهیز ملیت گرایی در موضوعات مربوط به قوم‌‏های حاشیه‌‏ی خلیج فارس بود، با همه‏‌ی اتفاقاتی که می‏‌شنویم.

8 –  این اتفاقات از کجا ناشی می‌‏شود؟ خصوصا تغییر نام خلیج فارس؟

خلیج فارس کانونی پیچیده است، مولفه‏‌های زیادی در لجاجت‏های همسایگان و ایجاد تنش‌‏ها وجود دارد. صرف تغییر یک نام یا یک درخواست نیست. در قرن پیش اتفاقات زیادی در جغرافیای خلیج فارس و در کشورهای حاشیه‏‌ی آن رخ داده است. در همه این قضیه‌‏ها که نگاه کنید نوعی سرخوردگی دولت‏‌های عربی و بعد جامعه‌‏ی عرب را خواهید دید:

– پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی انگلیسی‌‏ها با تحت‌الحمایه كردن شیوخ سواحل جنوبی خلیج‌فارس، كشورهایی را در ابتدا با مرزهای نامشخص ایجاد نمودند. برخی از این کشورها با فروش نفت و گاز در سال‏‌های اخیر از جایگاه اقتصادی خوبی در جهان برخوردار شده‌اند.
– نکبت فلسطین در سال 1948 و در دنباله‌‏ی آن  شکست اعراب از اسرائیل در سال 1967. موج آزردگی عرب‏‌های خاورمیانه و یأس و نا امیدی در عربهای خاورمیانه. و دوستی کشور ایران با رژیم اسرائیل (اشغالگر فلسطین) در طی این سال‌‏ها.
– حضور جمال عبدالناصر و تقویت پان عربیسم و اتحاد مصر و سوریه و جعل نام خلیج فارس در یکی دو سخنرانی بنا به خواسته‌‏ی کشورهای حاشیه‌‏ی خلیج فارس، اما تاریخ به یاد می‌‏آورد که در نامه‏‌های جمال عبدالناصر از عنوان خلیج فارس استفاده می‌شود.
– جنگ تشرین در سال 1972، سرخوشی  اعراب مدیترانه وباورمندی و پیروزی برای کوتاه مدت در ذهن جامعه‏‌ی عرب.
– پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1979.
– حمله عراق به ایران در سال 1980 و جنگ 8 ساله ایران و عراق.
– تشکیل شاخه شیعی مقاومت (حزب الله لبنان) 1982.
– حمله‏‌ی آمریکا و هم‌پیمانانش به عراق  در طی سال 1990 تا 2001.
– بهار عربی یا موج تغییر خواهی حکومتی در کشورهای عربی.
– و مهم‌‏تر این که قدرت‏های خارجی به ویژه نیروهای غربی همواره در طی قرن اخیر، در صدد اعمال نظر در سیاست‏‌های داخلی كشورهای خلیج فارس بوده‏‌اند و تلاش داشته‏‌اند متحدان محلی مورد خویش را در جهت منافع خود به كار گیرند. به طوری كه ملاحظات و نقطه نظرهای سیاسی كشورهای مذكور را مد نظر داشته باشند.

با این چیزهای که ذکر کردم من فکر می‏‌کنم نطفه‏ی جعل نام خلیج فارس در سال‏‌های دورتر و به موج پان عربیسم بر می‌‏گردد.

9   این تغییر نام خلیج فارس در کشورهای عرب زبان با آگاهی مردم آن هاست؟

باید قاطعانه بگویم خیر. این بحث معادله قدرت بین ایران و دولت‏‌های عربی است که تقریبا اکثر 22 کشور عربی در اتحادیه عرب برای موضوعات اینگونه مقابل ایران با هم هستند. 

  من در دو سالی که در سوریه زندگی می‏‌کردم هرگاه به افراد مطلع عرب سوری، لبنانی یا فلسطینی در جعل نام خلیج فارس اعتراض می‏کردم، می‏‌گفتند استفاده از نام جعلی به پشتوانه تاریخی نیاز ندارد یا حاشیهی خلیج فارس را قوم عرب‏ تشکیل داده‌‏ست و بهتر است نام قدیمی‏اش را عوض کنیم. و وقتی با جواب چه اهدافی از این تغییر و برای کدام کشورها مواجه می‏‌شدند. می‏گفتند نام جعلی را  یک کلمه‏ی عربی می‏‌دانند، انگار نامی را معرب کرده‌‏اند و هیچ دلیلی نداشتند جز آن که تغییر این نام جعلی برای دلخوشی ایرانیان امری ناپسند و غیر مهم بدانند.

 ظاهرا برای اعراب نسل جدید ثابت کردن یک هویت جدید پس از شکست‏‌های متمادی ضروری به نظر می‌‏رسد. برخی از تنش‌های ایجاد شده در خلیج فارس به طور مستقیم به زیاده خواهی شیوخ حاکم بر این کشورها بر می‌‏گردد و کشورهای خارجی با سکوت یا گاهی جانبداری غیر مستقیم مدیریت می‏کنند. مثل جا انداختن جعل نام خلیج فارس در سایت‏ها و برخی نقشهها.

10-  آیا تغییر نام خلیج فارس مهم است؟

نباید در سرزمین‌‏های مجازی به دنبال تثبیت نام خلیج فارس باشیم. حالا گوگل بنا به دستور کشورهای قوی‏تر یا دلارهای نفتی عرب‏‌ها یا ضعف و مشکلات روابط خارجه‏‌ی ما یا به هر دلیل دیگر دست به حماقتی صریح زده است. گوگل نمی‌تواند به دلخواه نام یک مکان جغرافیایی را تغییر دهد، تنها به این دلیل که عده‏ای عرب این‏گونه خواسته‌اند. اگر این گونه است چرا عرب‏‌ها سال‏‌هاست نمی‏‌توانند حتا نام اسراییل را در سرزمین‌‏های مجازی تغییر دهند؟ باید روش‌‏ها و راه‌‏های تازه‏ای بیابیم برای احقاق حقوق‌مان. هیچ امر ناخوشایندی امکان ناپذیر نیست باید ببینم چه خواسته‏‌های اصلی پشتوانه این قضیه است. خلیج فارس برای ما صرف یک نام نیست یک تاریخ و هویت ایرانی است. درخت ایران ریشه درخلیج فارس دارد. ایران برای ما سرزمینی است با مجموعه ای از اقوام… نه یک ترکی… یک فارسی … یک عربی و… هنوز بعد از قرن‌ها روی نقشه است، خلیج فارسی یک آبراهه هست، یک جغرافیا، یک هویت و تار و پودی برای در هم تنیدن اقوام مختلف خاورمیانه نه آبراههای برای عقده‌‏های فروخفته‌‏ی سیاسی و اقتصادی حکمان همسایه…  من فکر می‌‏کنم تلاش حاکمان عرب همسایه سیاستی دفاعی ازطرف دولت‌‏های عرب هست چون دولت‌‏های عرب حاشیه‏‌ی خلیج فارس توان حتا ادعای مبارزه با ایران را ندارند و در کنار این حاشیه‏‌سازی‏ زبانی کوشیده می‌‏شود. قصه‌‏ی برداشت از ذخایر مشترک را کمرنگ‏‌تر سازند، خود را حامی فرهنگی مردم عرب نشان دهند و سناریوی برای جزیره‌‏های ایرانی بنویسند. داستانی صرفا تخیلی برای سرگرمی ایرانی‌‏های حساس و میهن دوست و ایجاد موج‌‏های پان عربیسم و تفرقه در قومیت‌‏ها یا جلوگیری از انقلاب‌‏های شیعی که به نوعی  تغییرات صفحات سیاسی در جغرافیای همسایگان‌مان ایجاد خواهد کرد.این روزها باید بیش از این که به نام خلیج فارس بیندیشیم، باید اندیشید در حالی که ما بر 60 درصد آب‌‏های خلیج فارس حاکمیت داریم چه اتفاقاتی دارد می‏‌افتد. هویت ما با خواست دیگران تغییر نخواهد کرد. در این روزهای سرد تاریخ به جای بی‏‌احترامی به فرهنگ همسایه‏‌های کوچک‏‌تر، ضعیف‌‏تر و حتا این روزها زبان درازتر باید به هویت خودمان بیندیشیم. با قدرت ارتباط برقرار کنیم و به فکر ریشه‏‌‌های فرهنگی خودمان باشیم. کج سلیقگی‌‏ها را اگر خوب مدیریت کنیم می‌‏توانیم از بین ببریم.

11-آیا بنادر ایرانی امکان ارتباط فرهنگی با کشورهای همسایه را دارند؟

خیر این ارتباط وجود ندارد. و امکان این ارتباط هم یک طرفه نیست و متاسفانه فضای ایجاد نشده‌‏است. بیشترین ارتباط‌‏ها ارتباط فامیلی خانوادگی ایرانی‌‏های بندرنشینان سواحل شمالی با سواحل جنوبی خلیج فارس، یا روابط کج‏دار و مریض تجاری که روز به روز کمرنگ‌‏تر می‏‌شود. باید نگاهمان را تغییر دهیم بیشتر خطوط مرزی کشورها در قرن اخیر تعریف شده‌‏اند. در تعاریف جغرافیا ما دو تا نکته داریم یکی مرز هست و یکی سرحد. قدیم‏‌ترها که مرز نبود سرحد وجود داشت. حاشیه‌‏ی ساحلی خلیج فارس مرز خشکی ایران است و مرز آبی هم که تعریف خودش را دارد. سرحد یعنی جایی که نگاهی به بیرون می‏اندازد، مرز  نوع نگاه درونی به جغرافیاست. یعنی از مرز به مرکز می‌‏رسیم و از سرحد به دنیا. باید یاد بگیریم حتی در تعریف‌‏هامان بندرنشینان ایرانی خلیج فارس را تنها مرزداران ایرانی نخوانیم. ما سرحد ایران هستیم برای ارتباط با دنیای بیرون و توسعه فرهنگ ایرانی. برای این تعریف باید جور دیگری به حاشیه‌‏ی خلیج فارس نگاه کنیم.

12- چرا رابطه فرهنگی با حاشیه جنوبی خلیج فارس کمتر شده است؟

ارتباط تجاری و بازرگانی در گذشته بین بنادر خلیج فارس مانند ارتباط فعلی بین شهرهای ایران بوده است. در روایتی تاریخی از سال‏‌های اخیر در کتاب از مروارید تا نفت می‏‌آورم: شاهین ضابط روستای ایرانی که برای شكارش به پرواز در آمده بود در محوطه مسجد جامع قطر، هوبره را شكار می‏‌كند، شیخ قطر كه برای ادای نماز به مسجد آمده ‏بود شاهین را می‌‏بیند و می‏‌شناسد و با نامه ماجرا را برای ضابط ایرانی توضیح می‏‌دهد. در سال‏‌های اخیر با توجه به حجم تجارت جهانی و مساله نفت عرب‏‎‌های حاکم بر خلیج‌‏فارس و چالش‌‎‏های اجتماعی موجود در خلیج فارس و در راستای رسیدن به اهداف اقتصادی و با توجه به عدم قدرت نظامی دائما از سیاست حذف و پرهیز از مشارکت با ایران به بهانه‌ی تنش‌‏زا بودن ایران و قوم ایرانی  استفاده میبرند و کم‏کم دید و ذهنیت مردمان کشورهای عرب همسایه را با این تبلیغات نسبت به همسایه با فرهنگ و قدیمی خویش آشفته می‏‌سازند.

13-تغییرات مشهور به بهارعربی را درکشورهای عرب خلیج فارس چگونه می بینید؟

پان عربیسم و دلارهای نفتی برخی از کشورهای عربی هم نتوانست سرشکستی و آزردگی خاطر قوم عرب را بهبود ببخشد. این سبب شد موج پان عربیسم جای خویش را به موج‌‏های اسلام خواهی با گرایش بروکراتیسم بدهد. تغییرات و اصلاحات در کشورهای عربی خاستگاهی کاملا خودجوش و مردمی دارند، اما مدیریت این خواسته‌‏‏ها به نوعی مرتبط با کشورهای داری نفوذ و منافع می‎باشد. نباید غافل از نقش اسرائیل و آمریکا و انگلیس و دیگر کشورها بود. هرچند گرایش اسلامی تمام گروه‏های اخوان و القاعده و شیعی به نوعی غرب ستیزی را در خویش دارند ولی قطعا ماهیت‌‏های متفاوت خواهند داشت.

آمريکايى‌‏ها به خوبى دريافته‌‏اند که در توازن قدرت‌‏هاى آينده، برترى از آن قدرتى خواهد بود که بر مناطق ژئواکونوميک و به ويژه داراى منابع غنى انرژى تسلط داشته باشد. از این نظر  هر کشورى که بر خليج فارس تسلط داشته باشد، بر جهان مسلط خواهد بود. در نظام جديد جهانى مناطق ژئواکونوميک اهميت بيشترى خواهد داشت، در حالى که در نظام دوقطبي، مناطق ژئوپليتيک اهميت زيادى داشتند. با این همه این نشان از این دارد برای امریکا خلیج فارس ژئواکونومیک و ژئوپلتیک بر سوریه و مصر ژئوپلتیک اهمیت بیشتری دارد. با این که نقش مصر وسوریه برای کشورهای ذینفع اصلا کم نیست. اما در خلیج فارس قدرت‌‏های بزرگ تغییر قدرت‌‏ها را به سادگی پذیرا نخواهند شد. شاید آشفتگی لبنان و سوریه و مصر به نفع برخی قدرت‏ها باشد قطعا آشفتگی و ناامنی خلیج فارس به نفع این کشورها نیست. این‌‏ها دلیل‏‌هایی است که تغییر حکومت یا حتا درخواست تغییر در کشورهای حاشیه‌‏ی خلیج فارس با اهداف قدرت‌‏های بزرگ سازگار نخواهد بود و به ریسک و خطر هدایت انقلاب‏‌ها نمی‏‌صرفد. از این رو درخواست تغییر و یا بهار عربی در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس با مشکلات گسترده‌‏تری امکان پذیر خواهد بود. مگر آن‏که دولت‏های عربی از تابعیت و همراهی سربتابند. یا مطمئن باشند دولت جانشین سرسپرده‌‏تر از دولت اولیه خواهد بود. تغییر شیوخ عربی با کودتای فامیلی مرسوم بوده‌‏است. اما تجربه اتفاقات جدید ظاهرا این نوع تغییرات را هم برنمی‌‏تابد.

شرایط اقتصادی و قومی کشورهای عربی حاشیه‏‌‎ی خلیج فارس به گونه‏ای دیگر است. آنچه قابل بررسی است نحوه‏‌ی توزیع و پراكندگی جمعیت‌‏های شیعی كشورهای حوزه‌‏ی خلیج فارس می‏باشد. در برخی از این كشورها همانند امارات متحده‏‌ی عربی، عربستان و عمان، حضور آن‌ها را به صورت متمركز در برخی شهرها شاهدیم كه این تمركز، می‏‌تواند برای این كشورها خطرآفرین باشد. زندگی دسته جمعی شیعیان به حس مشترك محرومیت دامن زده و زندگی جمعی، جسارت و شهامت مبارزه را تقویت نموده، احتمال شورش و اغتشاش آنان بر ضد دولت‏‌های متحجر عربی را که سعی در ایجاد تفرقه گروه‌‏های اسلامی داشته‏‌اند افزایش داده‏‌است. حضور ایران به عنوان کانون  شیعیان ترس کشورهای عربی را برانگیخته است. حتا مقابله مستقیم یا قطع رابطه‏‌ی یا تبلیغ منفی علیه ایران در بین این گروه‌‏ها، امکان آن را تقویت می کند که کانون دیگری در لبنان یا عراق یا سوریه تشکیل شود.

 کشورهای قدرتنمد داری نفوذ در خلیج فارس آشفتگی خلیج فارس را بر نمی‏‌تابند. آیا این سبب خواهد شد تن به خواسته‌های مردمی این چنینی برای تغییر بدهند؟ و گونه‌‏ای دیگر به محاسبه بنشینند؟ شیوخ حکومت‌‏های عربی خوبی می‏‌دانند کشورهاشان آماده زایش کودکی به نام تغییر می‌‏باشد. آیا قدرت‏های ذینفوذ چون قابله‌‏ای این طفل را در زایش همراهی خواهند کرد؟

14- وضعیت خلیج فارس در مقایسه با گذشته چگونه است؟

حالا ایران از نظر منطقهای یک کشور تنهاست. چون از خیلی از نظرها با همسایههای خلیج فارسی‌‏مان متفاوت‌‏تریم. در منطقه با افغانستان هم ریشه‌‏ایم و با تاجیکستان و آذربایجان قرابت داریم. قدرت‌‏های افسانه‌‏ای دیلمیان و عباسیان یا صفویه و ترکان عثمانی  به سرآمده‌‏است. منابع قدرت در خلیج فارس تجزیه شده است مجموعه ۸ کشور در کنارهی این دریا زندگی می‏‌کنند. و مفاهیم زمان و مکان در نتیجه روند جهانی‏‌شدن و توسعه سریع تکنولوژی ارتباطات تغییر کرده‌‏است. و مفهوم مولفه‌‏هایی چون امنیت، ژئوپلیتیک، تدابیر نظامی، قومیت، هویت و ناسیونالیسم که همگی در منطقه زرخیز خلیج فارس به نحوی دخیل هستند را دگرگون نموده و بعد جدیدی به کشورها بخشیدهاست.

15- راه برون رفت از چالش‌‏های خلیج ‏فارس و رسیدن به شرایط بهتر؟

من وقتی تاریخ دیلمیان و سیراف کهن را مشق می کردم متوجه شدم دیلیمان برای استفاده از ظرفیت تجاری سیراف کوشیدند پسکرانه بندری سیراف را ایمن سازند و به وسیله ایجاد سیستم برید (پست) و امنیت کاروانها و ایجاد پل و کاروان سرا در راه‌‏های تجاری، وضعیت بازرگانی کشور را تغییر دهند. برای رونق بخشیدن به بنادری چون کنگان  باید پسکرانه ای به اندازه جغرافیای ایران در نظر بگیریم. جغرافیایی که کریدر شمال به جنوب بازرگانی آن فعال گردد. سیاست گذاران ایرانی باید بکوشند استراتژی مشخصی را برای به حداکثر رساندن بازدهی امکانات جغرافیایی از راه ارتباط دادن دریای خزر به خلیج فارس به اجرا بگذارند. به این معنا که با مشارکت دادن کشورهای شمال ایران در خلیج فارس بر حضور کشورهای غیر عرب ذینفع در خلیج‏فارس بیافزایند و امکان دسترسی و مشارکت مستقیم آنان در خلیج فارس را  ایجاد نمایند به ‏عبارتی هر بندری از خلیج فارس خواهرخوانده پایتخت کشوری از شمال ایران شود برای سرمایه‏ گذاری در امر بازرگانی و انتقال کالا. که انشالله خیلج فارس آشیانه‌‏ای برای پرواز پرنده‏ی ایران شود و دروازه‏ای برای ورود خوشبختی ایرانیان.

آبان ماه سال 91 

نوشتن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما ممکن است از این برچسب ها و خصوصیات HTML استفاده کنید:

<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

+ 48 = 57